است . قاضى در جواب گفت : او شرعا اين كار را انجام داده است . زن گفت : اگر شرعا جايز بود كه چهره و زيبايى ام را مىديدى چنين قضاوتى نمىكردى .
ما مىگوييم : اين زيبايى را چه كسى آفريده است ؟ - حسن آن دارد كه يوسف آفريد - پس جايز نيست كه انسان به آن زيبا آفرين لطمه بزند . بى چاره آن انسانى كه خداوند تعالى نسبت به او فرموده :
؛
قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ
« 1 » مرده باد انسان كه چقدر كافر و ناسپاس است .
رحمت الهى
« الرحمة » به معناى رقت و نرم دلى است كه موجب احسان ، عطوفت ونيكى بشود . از آن جا كه اعمال اين رقت از جانب خداوند تعالى محال است و از طرفى هم نسبت به او استعمال شده ، پس به معناى احسان ، عطوفت و نيكى است ، چنان كه صفات ديگر هم در مورد خدا همين طور است . پس در اين گونه استعمال ها گفته اند : « خُذِ الغاياتَ وَ اتْرُكِ المَبادىِ ؛ « 2 » آخر كار را داشته باشد و از مقدماتش صرف نظر كن . »
اين كه گفته مىشود رحمت در مورد خداوند به معناى آن است كه حق هر صاحب حقى را به او بدهد ، نيز به همين تعريف ما بر مىگردد . پس « رحمت » در اين جمله عبارت از رحمت رحمانيه است . چون خداوند تعالى داراى دو گونه رحمت است :
يكى ، رحمتى كه همه مخلوقات و آفريدگان را به واسطه آن آفريده و وجود بخشيده است : ؛
وَ اكْتُبْ لَنَا فِي هذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ
« 3 » رحمت من همه چيز را فرا گرفته است .
هامش
( 1 ) . عبس ، آيه 17 .
( 2 ) . منقول از : كتاب الصلاة ، شيخ انصارى ، ج 1 ، ص 181 .
( 3 ) . اعراف ، آيه 156 .