تفسير ادبى
« الله » دربردارنده جميع صفات كمالى
« اللهم » به معناى « يا الله » است . ظاهر آن است كه كلمه بسيطى است كه به معناى يا الله وضع شده باشد - نه آن طور كه گفته شده است در اصل يا الله بوده و بعد از حذف و الحاق ، اللهم شده باشد - كلمه الله نيز بنابر صحيحترين قولها ، عَلَم است نسبت به ذات اقدس الهى در مرتبه احديت ، به طورى كه همه صفات كمالى جمع باشد و هيچ اسمى در بين اسماى اعظم ، درخشان تر ، دقيق تر و روشن تر از آن نيست ، از اين رو گفته شده است كه در قرآن كريم دو هزار و هشتصد و هشتاد بار تكرار شده است .
كلمه « انَّ » براى تأكيد بر مضمون جمله آمده است .
درخواست از خدا
« سؤال » همان درخواست مادون است از ما فوق . البته وقتى با اظهار خوارى همراه باشد « دعا » نام مىگيرد كه از شريف ترين و برترين كارها به شمار مىرود و هيچ چيزى از آن شريف تر ، عالىتر ، ظريف تر و درخشانتر براى بنده وجود ندارد . شايد اين كه از وجود مقدس رسول خدا ( ص ) روايت كرده اند كه آن حضرت فرمود : « الفقر فخرى » « 1 » اشاره به همين معنا باشد ، [ لازم به به ذكر است كه ] از پستترينِ كارها ، دعا و درخواست كردن از غيرخداست ؛ بنابراين ديده مىشود كه در روايات از اين كار شماتت شده است تاجايى كه رسول خدا ( ص ) فرمودند :
« كُلُّ ذَنْبٍ يَرْتَكِبُهُ الْعَبْدُ لَعَلَّ اللهُ يَغْفِرُ لَهُ الَّا السُّؤالَ عَنِ الْخَلْقِ فَلا يَغْفِرُ لَهُ ابَدا ؛ « 2 »
هر گناهى كه بنده مرتكب بشود ممكن است خدا بر او ببخشايد مگر سؤال و خواستن چيزى از مردم كه هرگز آن را نمىبخشد . »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 69 ، ( باب 94 ) ، ص 30 .
( 2 ) . همان ، ج 72 ، ص 30 .