تفسير ادبى
« ضجيج » به معناى ناله است و جزاى شرط براى كلام خود اوست كه فرمود : « فَلَئِن . . . » همچنين مىتوان گفت كه شرط در تقدير است به اين عبارت كه « فَوَيْلٌ لى ثُمَّ وَيْلٌ لى » بعد جمله حذف شده و به جاى آن فعل لازم « هَبْنى » به كار برده شده است . همچنين مىتوان گفت جزاى شرط ، اين باشد كه فرمود : « صَبَرتُ عَلى عَذابِك » و اگر احتمال اول صحيح باشد بايد جمله اى كه فرض شد پيش از « صَبَرْتُ » در تقدير باشد ؛ البته سياق جملات هم بر اين مطلب دلالت دارد .
شكايت از محبوب !
اين جملات براى بيان شكايت عاشق از معشوق به خود معشوق آمده است . پس شاكى در اين جا عاشق است و كسى كه شكايت از او صورت مىگيرد همان معشوق ، معبود ، ربّ ، سيّد ، و مولا است .
كسى كه شكايت پيش او برده شده باز همان معشوق است . وموضوع شكايت ، شكنجه دردناك و جمع شدنِ با دشمنان در يك جا ، جدايى بين خودش و اولياى خدا ، دورى از معشوق و اميد بريدن از كرامت و عفو معشوقِ خويش است .
با اين همه ، كلام ، مشحون از توبه و اقرار به تقصير است ، و نيز بيان گر اين مطلب است كه شكايت او از قبيل شكايت مدعى بر « مُدّعى عليه » نيست بلكه از قبيل شكايتِ عاشقِ تقصير كار نسبت به معشوق نرم دل و مهربان خود .