آتش رها خواهند كرد ، تازه تو چه مىدانى كه « حطمه » چيست ؟ آتش الهى است كه شعلهور شده است و بر دل ها مسلط مىشود . آن آتش طبقه طبقه دل هاى ايشان را فرا خواهد گرفت در حالى كه دست و پايشان در غل و زنجير است و راه گريز ندارند .
« همزة » : غيبت .
« لُمزة » : عيب گرفتن در حضور كسى .
« نبذ » : طرح كردن .
لام در « لينبذنَّ » لام قسم است .
« حطمة » : شكستن . آتش را از آن جهت « حطمة » گفته اند كه استخوان ها را درهم مىشكند .
« ايقاد » : شعله ور شدن و گر گرفتن .
« اطلاع » : اشراف و تسلط داشتن بر چيزى .
« فؤاد » : قلب . در قرآن « نفس انسانى » از آن اراده شده است .
« مُؤصدة » : طبقه طبقه .
« عمد ممدّدة » : غلها و زنجيرهايى است كه دست ها و پاهاى دوزخيان در آنها قرار داده مىشوند .
آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٦٧