همچنين خداى تبارك و تعالى مىفرمايد :
؛
وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيراً
« 1 » وقتى كه بخواهيم جايى را خراب كنيم به ول خرجان آن فرمان مىدهيم . آنها خراب كارى در شهر به راه مىاندازند آن وقت حرف ما تحقق پيدا مىكند و آنها را زير و رو مىكنيم . چه زير و رو كردنى !
اما فعلًا بحث در اين است كه گناه ظلمى است نسبت به شخص گناه كار ، و گناهى از آن بالاتر و زشت تر وجود ندارد . گناه ، انسان را ز راهى كه برايش تعيين و تقدير شده باز مىدارد و مانع رسيدن او به كمال مىشود و نمىگذارد عنايت هاى ويژه الهى به او برسد ، زيرا سير انسان به سوى كمال متوقف بر « تخليه » است - كه پيش از اين درباره آن بحث شد - و گناه موجب سير نزولى و انحطاطى او مىشود . كلام الهى است كه :
؛
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
« 2 » خبر كسى را كه ما از نشانه هاى خود به او داديم و او از آنها فاصله گرفت برايشان بازگو كن كه شيطان او را دنبال كرد و او از گمراهان گرديد . ما اگر مىخواستيم با همانها او را بالا مىكشيديم و رفعت مىبخشيديم اما او مدام به زمين چسبيد و پى دل خواه خود رفت . لذا قضيه او شبيه قضيه سگ است كه اگر او را بزنى اظهار خشم مىكند ، اگر هم او را به حال خودش رها بكنى باز هم اظهار خشم و عصبانيت مىكند .
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيه 16 .
( 2 ) . اعراف ، آيه 175 و 176 .