عوامل تجرى
اما جرأت و جسارت در برابر مولا هم چنان كه در اين دعا هم هست دو صورت دارد :
الف ) جهل و ناآگاهى بنده ؛ زيرا كسى كه به حق خداى متعال ، به نفس خودش و به حقيقت گناه و اين كه نتيجه اش چيست ناآگاه باشد همين جهل و ناآگاهىاش موجب مىشود كه در حق مولا جسارت كند . عقل نمىپذيرد كه كسى واقعا خدا را بشناسد و مرتكب گناه هم بشود . لذا ما در بخش عصمت گفتيم كه عصمت از درجات و مراتب شناخت است .
چنان كه اگر كسى خودش را بشناسد و بداند كه جانشين خداست و خداوند تعالى او را گرامى داشته و امانت الهى به او سپرده ديگر مرتكب گناه نخواهد شد . خداوند هم در انتهاى آيه امانت ، به همين مسئله اشاره كرده و مىفرمايد :
. . ؛
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولًا
« 1 » انسان از ديرباز بسيار ستم پيشه و ناآگاه بوده است .
لذا اگر كسى بداند كه گناه حتى از چاقويى هم كه در گوشت فرو مىرود سريع تر در صاحبش اثر مىگذارد و كيفر آن در هر دو دنياست ديگر مرتكب گناه نمىشود .
شايسته است كه ما هم اين مسئله را - چنان كه اميرالمؤمنين على ( ع ) توجه داده اند - يادآورى كنيم كه گناه از روى جهل و ناآگاهى صورت بگيرد قابل تدارك و توبه است ولى اگر از روى عناد ولج بازى صورت گرفته باشد ديگر تداركش بى نهايت مشكل است . بلكه مىتوان گفت كه آتش جهنم هم فقط براى شخص لجوج است و كافر هم اگر كفرش از سر لجاجت نباشد بلكه در اثر جهل قصورى باشد در آتش نخواهد بود .
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيه 72 .