ب ) انواع و مراتب ذكر
ذكر بر دو نوع است : 1 . زبانى ، 2 . قلبى .
ذكر قلبى لطفش بيش تر از ذكر زبانى و بهتر از آن است . البته ممكن است كه ذكر زبانى مقدمه ذكر قلبى بشود كه خود داراى مراتبى است و اولين مرتبه اش ياد آورى و تذكر خداست از جانب بنده هنگام سركشى و معصيت .
از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه :
« مِنْ اشَدِّ ما فَرَضَ اللهُ عَلى خَلْقِه ذِكْرُ اللهِ كَثيراً ؛
از سختترين كارهايى كه خداوند بر آفريدگانش واجب نموده است ياد خداست . »
سپس فرمودند :
« لا اعْنى " سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا الهَ الَّا اللهُ وَ اللّهُ اكْبَر " و انْ كانَ مِنْهُ ، وَ لكِنْ ذِكْرَ اللهِ عِنْدما احَلَّ وَ حَرَّمَ فَانْ كانَ طاعَةً عَمِلَ بِها وَ انْ كانَ مَعْصِيَةً تَرَكَها ؛ « 1 »
منظورم از اين كلام ، ذكر تسبيحات اربعه نيست هر چند كه آن هم بخشى از اين ذكر هست ولى منظور من از ذكر در اين حديث ياد خدا در هر كارى است كه آن را حلال يا حرام كرده است كه اگر آن كار اطاعت خدا بود انجامش بدهد و اگر معصيت خدا بود تركش نمايد . »
مرتبه ديگرش « لقاء الله » است ، يعنى آن كه چشمش جز خدا را نبيند و دلش جز به خدا مشغول نباشد و به هيچ چيز ديگرى غير از خدا نپردازد :
به صحرا بنگرم صحرا ته وينم * به هر جا بنگرم كوه و در و دشت
به دريا بنگرم دريا ته وينم * نشان از قامت رعنا ته وينم « 2 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 80 ، ( باب اجتناب المحارم ) ، ح 4 .
( 2 ) . باباطاهر ، ديوان اشعار ، دوبيتىها ، قسمت اول ، مصرع دوم چنين آورده است : نشان روى زيباى ته و نيم .