تفسير ادبى
« قرب » ضدِّ « بعد » است و آن بر سه نوع است : مكانى ، زمانى و معنوى . منظور از ذكر آن در اين دعا قرب معنوى است و آن عبارت است از : تشبّه به خدا با تخليه و تحليه .
مراد از تحليه : آرايش جان است با صفات حسنه و عبادت هاى بدنى كه « ذكر » هم از آن جمله است و جزء صفات نيز به شمار مىرود .
« وزاعة » همان « قسمت » و « نصيب » است .
« الهام » خاطره قلبى است كه آن هم بر دو نوع است : رحمانى و شيطانى ، تشريعى و تكوينى . افق آن به « وحى » ، « لمم » و « نفاثه » نزديك است .
الف ) ذكر عامل تقرب
در اين كه ذكر و يادآورى ، موجب نزديك شدن بنده به خداوند تعالى است بحثى نيست چرا كه ذكر بهترين چيزها براى تقرب است . همين معنا در كلام الهى در سورههاى قرآن كريم به گونههاى مختلف وارد شده است از جمله مىتوان موارد ذيل را به عنوان شاهد مثال بيان كرد :
- . . . ؛
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي
« 1 » نماز را براى ياد من به پا دار .
- . . . ؛
اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ
« 2 »
نماز انسان را از زشت كارى و ناشايستى ها باز مىدارد ولى ياد خدا برتر و مؤثرتر از آن است .
هامش
( 1 ) . طه ، آيه 14 .
( 2 ) . عنكبوت ، آيه 45 .