وى در همان حال توجه پيدا مىكند كه اهلبيت نور واحد ، اسم واحد و كمال واحدند ، در اين حال مىگويد :
« وَ كُلُّ اسْمآئكَ كَبيرَةً
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِاسْمائكَ كُلِّها ؛
اى خدا ، به درخانهات آمدهام ، نظرم به چهارده معصوم است ، چهارده معصوم را به در خانهات شفيع آوردهام . اى خدا ! تو را به اين چهارده معصومى كه نور واحدند ، قسم مىدهم . »
تذكر اخلاقى
وقتى كه عارف در خانه خدا برود و بگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ اسْمائكَ ؛
اى خدا ! به درخانهات آمدهام ، توجهم به اسماى توست . » اگر دل و زبان او هم بگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ اسْمائكَ . »
و دل او مظهر صفت جلال و جمال خدا باشد ، خواه ناخواه به جايى مىرسد كه صفات و اسماى جمال و جلال خدا بر دلش حكومت پيدا مىكند :
« يَدْعَونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً . »
« 1 » عارف در اين حال به مقامى مىرسد كه جز وى نمىتواند آن را درك كند و گاهى اسما و صفات پروردگار عالم در دل رسوخ مىكند ، و بالاتر از اين ، گاهى پروردگار عالم بر دل انسان حكومت پيدا مىكند :
« لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ و لابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ . »
« 2 »
حكومت خدا بر دل
حكومت خدا بر دل ، موجب مىشود كه ديگر هيچ چيز و هيچ كسى انسان را مشغول نكند و دل به كسى جز خدا نبندد .
هامش
( 1 ) . سجده ، آيه 16 .
( 2 ) . نور ، آيه 37 .