در همين حال توجه پيدا مىكند كه همهء اسما و صفات عين ذات او هستند ، لذا مىگويد :
« وَ كُلُّ اسْمآئكَ كَبيرَةً
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِاسْمائكَ كُلِّها ؛
اى خدا ! همهء اسمائت بزرگاند ، به در خانهء تو آمدهام ، و تو را به همهء اسمائت قسم مىدهم ؛ يعنى تو را به ذات مقدست قسم مىدهم . »
گاهى هم توجه مىكند كه فيض مقدس از اسماى خداست ؛ بنابراين مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ اسْمائكَ بِاكْبَرِها ؛
خدايا ! به درخانهء تو آمدهام ، نظرم به رحمت واسعهء توست . خدايا ! تو را به آن اسمى كه بزرگترين اسمهاى تو در اسماى افعال است و به حقيقت محمد صلى الله عليه و آله قسم مىدهم . »
گاهى توجه پيدا مىكند كه فيض مقدس بسيط است ، در اين حال مىگويد :
« وَ كُلُّ اسْمآئكَ كَبيرَةً
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِاسْمائكَ كُلِّها ؛
اى خدا ! به در خانهء تو آمدهام ، تو را به رحمت واسعهات كه يك چيز بيشتر نيست ، قسم مىدهم . »
درس ولايى
عارف گاهى توجه به اهلبيت دارد و اين كه اهلبيت اسماى حسناى خدا هستند ، وى در حال كثرت است و چهارده نفر را مىبيند ، لذا مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ اسْمائكَ بِاكْبَرِها ؛
اى خدا ! به در خانهات آمدهام ، تو را به حقيقت محمد صلى الله عليه و آله كه بزرگترين اسماى توست قسم مىدهم . »