در اين حالت در خلوت و جلوت با خداست :
« الَذّينَ يَذْكُرونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنوبُهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَالارْض رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ » ؛ « 1 » آنان كه خدا را [ در همه احوال ] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مىكنند ، و در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند [ و مىگويند كه ] پروردگارا ، اينها را بيهوده نيافريدهاى ، منزهى تو ، پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار .
- اين حالت از كجا پيدا مىشود ؟
- برهان ؟ نمىتواند .
- عقل ؟ پايش لنگ است .
پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بى تمكين بود « 2 »
- چه چيزى مىتواند اين حالت را به انسان بدهد ؟ چه وقت انسان مىتواند مصداق اين آيهء شريفه بشود كه :
« اللَّهُ وَلِىُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الِىَ النُّورِ » ؛
« 3 » « ولىّ » در اين جا به معناى « سرپرست » است . وقتى خدا بر دل مؤمنين حكومت مىكند ، تمام ظلمتها و طاغوتها از دل مىرود ، و نور مىآيد : « يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظّلُماتِ الِىَ النُّورِ » ؛ - چه وقت خدا بر دل حكومت مىكند ؟
- وقتى كه دل لياقت حكومت خدا را داشته باشد .
« ديو چو بيرون رود فرشته در آيد . » « 4 » - هر وقت كه صفات رذيله و قساوتها از دل برود و رابطهء با خدا محكم شود .
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيه 191 .
( 2 ) . مثنوى معنوى ، دفتر اول « ناليدن ستون حنانه چون براى پيغامبر صلى الله عليه و آله . . . » بيت 16 .
( 3 ) . بقره ، آيه 257 .
( 4 ) . حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 232 .خلوت دل نيست جاى صحبت اضداد * ديو چو بيرون رود فرشته درآيد