ذات مقدسش باشد - اشكالى ندارد ؛ لذا بين اسما و صفات به اين اعتبار تفاوتى نيست چنان كه بين اسما و كلمات هم تفاوتى نيست ، و براى اين كه در جملات تكرار لازم نيايد از اين اسما كه در اين جاست عَلَمهايى را كه براى ذات مقدس خداست ، اراده مىكنيم ؛ يعنى آن اسمهايى كه خود پروردگار عالم براى خود انتخاب كرده و به واسطهء اهلبيت به اطلاع ما رسيدهاست .
« فيض مقدس » از اسماى خداست ؛ يعنى علامت خداست ، و عَلَم براى ذات مقدس خدا نيست ؛ بنابراين مراد از اسما در
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ اسْمائِكَ » ،
« رحمان » ، « رحيم » ، « قيّوم » ، « قدّوس » ، « سلام » و اسمهايى است كه در دعاها و قرآن شريف ديده مىشود . و صفات خدا در قرآن گاهى به طور علميت گفته شده ، چنان كه در دعاها هم فراوان است :
« يا اللَّهُ يا رَحْمنُ يا رَحيمُ . »
اسمهاى يادشده ، عَلَم است و خدا را به اين اسمها كه از طرف ذات مقدس براى خودش گذاشته شده ، مىخوانيم . گاهى هم به طور وصفى است :
« بسم اللَّه الرحمن الرحيم . »
در اين جا رحمان و رحيم ، وصف براى اللَّه است ، نه اسم .
شرح عرفانى
عارف ، يعنى كسى كه به در خانهء خدايش رفته است ، گاهى به اسماى پروردگار عالم و صفات او توجه پيدا مىكند و مىبيند كه در ميان اسما اسمى به نام « اسم اعظم » و « اسم اكبر » داريم ، لذا مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ اسْمائكَ بِاكْبَرِها ؛
اى خدا ! به درخانهء تو آمدهام ، توجهم به اسماى توست به بزرگترين اسمهايت تو را قسم مىدهم . »