به عبارت عامتر ، يعنى واى به كسى كه در جامعه وظيفه نشناس باشد ، و در وظيفهاى كه به دوشش آمده است كوتاهى كند . اين كم فروشها گمان ندارند كه معادى در كار است ؟ اينها گمان ندارند كه در روز قيامت ، مبعوث مىشوند ؟ اگر كسى مظنهء به معاد هم داشته باشد خواه ناخواه ديگر كم فروشى ، گناه و وظيفه نشناسى نمىكند ، و وظيفهاى كه به دوش اوست مسلّم انجام مىدهد . نظيرش در قرآن فراوان است ، آن جا كه مىفرمايد : مظنهء به قيامت انسان را كنترل مىكند ديگر چه رسد به علم به آن ، يقين به آن و حكومت يافتن آن معرفت بر دل .
حقيقت معاد ، بهشت و جهنم
معاد تجلّى اسما و صفات خداست . تجلى صفت جمال خدا بهشت است ، و تجلى صفت جلال خدا ، عظمت خدا ، قهّاريّت خدا جهنّم است . روز قيامت ، روز تجلّى اسما و صفات است . صف محشر ، روز تجلّى صفات جلال است .
چگونه كسى كه به روز قيامت اطمينان و حتى مظنه داشته باشد كنترل مىشود ، اين جا نيز همين است . اگر عظمت پروردگار در دل رسوخ كند ولو كم باشد . اگر انسان هميشه خود را در محضر خدا ببيند ، و همه جا را محضر خدا ببيند روشن است كنترل مىشود .
يك تقاضا
در وقت گفتن اين جمله به ياد اين باشيد : « همه جا محضر خداست . » كارى بكنيد كه عظمت خدا در دل شما رسوخ كند ، عظمت خدا بر دل شما حكومت كند ، زيرا اگر اين حكومت آمد تمام گناهان از بين خواهد رفت و به جاى آن عبادت و رابطهء با خدا آسان مىشود .