اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ نورِكَ بِانْوَرِه
وَ كُلُّ نورِكَ نَيّرٌ ؛
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِنورِكَ كُلِّهِ .
تفسير ادبى
كلمهء « نور » از نظر لغت به چيزى مىگويند كه خود به خود ظاهر باشد و چيز ديگرى را هم ظاهر كند . لذا مىگويند :
« ظاهِرٌ بِذاتِه ، مُظْهِرٌ لِغَيْرِه . » « 1 » پروردگار عالم نور است
« اللَّهُ نورُ السَّمواتِ وَالارْضً » « 2 »
زيرا به خودى خود ظاهر ، موجود و واجبالوجود است . منوّرِ غير است ؛ يعنى ما سوى الله پرتوى از نور او و وابسته به اوست .
پروردگار عالم هم از نظر صفات جمال و هم از نظر صفات جلال نور است ، زيرا عالم وجود مظهر رحمانيّت او ، و بهشت مظهر رحيميّت او ، و آتش مظهر قهّاريّت اوست . روشن است هر كجا كه قهر و جلال خدا باشد جمال در آن مستور است . و هر كجا كه جمال باشد جلال در آن مخفى است . هم قهر و هم لطف است ، در حالى كه
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 4 ، ص 20 ، ( باب 3 - تأويل آيهالنور ) ، ذيل ح 7 .
( 2 ) . نور ، آيه 35 .