تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى سحر) (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤

تفنن در عبارت

دعاى سحر ، از نظر تفنن در عبارت عالى است . اگر عرفا به اين دعا ، « دعاى مباهله » مىگويند و يا اين كه بزرگان ، عرفا و اهل اللَّه ، مثل استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشأن انقلاب عنايت خاصى روى اين دعا دارند ، براى اين است كه شما نمىتوانيد در كتاب‌هاى ادعيه ، نظير آن را از نظر فصاحت ، بلاغت و تفنن در عبارت پيدا كنيد . در دعا ، تكرار لازم است ؛ تكرارى كه دلنشين باشد . چرا قرآن تكرار زياد دارد ؟ زيرا كارخانهء آدم سازى و كتاب اخلاق است و در كتاب اخلاق بايد تكرار باشد . چرا در دعاها تكرار زياد است ؟ زيرا دعا رابطهء عبد با خدا است . عبد در مقابل خدا بايد مرتب بگويد : « يا اللَّهُ ! يا اللَّهُ ! يا اللَّهُ ! يا ربِّ ! يا ربِّ ! يا ربِّ ! » خود اين تكرار ، لذت‌ها ، حلاوت‌ها و طراوت‌ها دارد . اگر اين تكرار ، تفنّن در عبارت هم داشته باشد ، خيلى بهتر است . لذت روى لذت و طراوت روى طراوت ، نورٌ عَلى نور است . دعاى سحر يك جمله بيشتر نيست و آن ، اين كه : « خدا ! خدا ! به در خانه‌ات آمده‌ام ، به ذات مقدست تو را قسم مىدهم ؛ خدا ! خدا ! به درخانهء تو آمده‌ام و به حقيقت محمّدى و چهارده معصوم : تو را قسم مىدهم ؛ خدا ! خدا ! به درخانه‌ات آمده‌ام و به فيض مقدست ، به سعهء رحمتت ، به جهان آفرينشت تو را قسم مىدهم . » پس جملهء : « اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِابْهاهُ و كُلُّ بَهائِكَ بَهى ، اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّه . » توجه به عالم اسما ، صفات ، توجه به ذات مقدس و عالم خلق است و يا توجه به واسطهء فيض ، يعنى اهل‌بيت عليهم السلام مىباشد .