عارف گاهى متوجه به عالم صفات و اسما است ؛ از اين رو طورى دعا مىكند .
گاهى توجه به ذات مقدس حق دارد ، طور ديگرى دعا مىكند . زمانى هم توجه به عالم خلق و فيض مقدس دارد ، دعايش صورتى ديگرى دارد و وقتى توجه به واسطهء فيض اين عالم دارد ، نيز به گونه ديگرى دعا مىكند ، لذا جملهء :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ بَهآئِكَ بِابْهاهُ وَ كُلُّ بهآئِكَ بَهى »
از نظر معنا نسبت به حالات و اشخاص تفاوت مىكند . بايد ببينيم گوينده كيست و در وقت گفتن چه حالتى دارد . ممكن است گوينده به عالم اسما و صفات نظر داشته باشد و در آن حالت بگويد :
« خدايا ! به در خانهات آمدهام توجهم به زيبايى توست و به زيباترين زيبايىهايت . »
يعنى : به ذات مقدست تو را قسم مىدهم .
بعد از عالم اسما و صفات به ذات ربوبى توجه كند و همهء اسما و صفات را عين ذات ببيند . در آن حالت مىگويد :
« و كُلُّ بهآئِك بَهىٌّ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ بَهآئِكَ كُلِّه
. يعنى خدايا ! تو را به همهء زيبايىهايت كه يك چيز بيشتر نيست و آن ذات مقدس توست ، قسم مىدهم . »
زمانى هم داعى از عالم صفات و اسما به عالم خلق مىآيد و نظر به فيض مقدس حق و به « كُنِ » رحمانى دارد . آن جا هم گاهى فقط اهلبيت عليهم السلام ، واسطهء فيض و اسماى حُسْناى الهى را كه در عالم خلق جريان دارد ، مىبيند و مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بابْهاهُ . »
خدايا ! به در خانهات آمدهام توجهم به زيبايى عالم خلق توست خدايا ! به حق پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم تو را قسم مىدهم .
آفاق نيايش (تفسير دعاى سحر) (فارسى) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٢