در همان حال گاهى به اين كه همهء اينها نور واحدند و از هر نظر ، حتى از نظر علم ، يكىاند ، توجه مىكند .
« اوَّلُنا مُحَمّدٌ ، اوْسَطُنا مُحَمَّدٌ ، آخِرُنا مُحَمَّدٌ انَّهُمْ نورٌ واحِدٌ . »
در اين جا ست كه مىگويد :
« و كُلُّ بهائِك بَهى . »
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّه . »
خدايا ! به درخانهات آمدهام نظر به چهارده معصوم دارم . خدايا ! به حق چهارده معصوم تو را قسم مىدهم .
گاهى هم به همهء « كُنِ » رحمانى و همهء فيض مقدس - و اين كه همهء فيض مقدس مظهر صفات و اسماء خداست - نظر دارد ، در اين حالت مىگويد :
« خدايا ! به درخانهات آمدهام . به فيض مقدست قسم ، و به آن وجودى كه اوسع و ابهى از همهء وجودهاست ، تو را قسم مىدهم . »
يعنى : به حقيقت محمد صلى الله عليه و آله تو را قسم مىدهم .
گاهى هم به عالم خلق با بساط وى توجه پيدا مىكند و مىگويد :
« خدايا ! به در خانهات آمدهام . و به فيض مقدست ، به « كُنِ » رحمانىات تو را قسم مىدهم . »
يعنى : خدايا ! به رحمت واسعهات ، در اين عالم هستى كه بسيط است تو را قسم مىدهم .
همهء جملات دعا همين معنا را دارند . لذا تمام اين احتمالها ، در جملهء بعدى تا آخر دعا تكرار خواهد شد . بدين جهت نظير چنين دعايى را نداريم .
آفاق نيايش (تفسير دعاى سحر) (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٣