به نحو عينيت نظر دارد .
ديگر آن جا نه تفضيل مىبيند نه تفاضل . افضل و غير افضل نمىبيند . چيزى نمىبيند جز بهاء حق و لذا مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّه و كُلُّ بهائكَ بهّى . »
يعنى :
خدايا ! تو را به همه زيبايىهايت قسم مىدهم كه همه زيبايىهايت زيباست .
خدايا ! باز هم به ذات مقدست كه مستجمع جميع زيبايىها و كمالات است تو را قسم مىدهم .
درس ولايى
گاهى هم عارف ، نظر به صفات افعال يعنى به فيض مقدّس دارد . و اين بار هم گاهى نظر به تكثّرها و تعيّنهاى فيض مقدّس و صفات افعال دارد ؛ يعنى نظر به رحمت واسعهء پروردگار در اين عالم دارد ، لذا از اين نظر مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ بِهائكَ بابْهاهُ . »
يعنى :
خدايا ! به در خانهات آمده و به زيبايىات توجه دارم و تو را به زيباترين زيبايىهاى اين عالمِ وجود قسم مىدهم .
خدايا ! به حقيقت محمّديّه - كه زيباتر از همهء موجودات است - تو را قسم مىدهم .
اما يك باره توجه پيدا مىكند كه فيض مقدس بسيط است و يا پى مىبرد كه :
« الَّذى احْسَنَ كُلَّ شَىءٍ خَلَقَه »
« 1 » ؛ هر چه خدا خلق كرده زيباست .
هامش
( 1 ) . سجده ، آيه 7 .