تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى سحر) (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
وى عالم وحدت ، لقا و فنا را پيموده است . فى جوار اللَّه عنداللَّه است . در عالم كثرت بعد از وحدت ، و بقاى بعد از فنا است . قرآن مىفرمايد :
« فَلاتَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْيُنٍ » ؛
« 1 » هيچ كس از آن [ مايهء شادمانى ] و مايهء روشنى چشم‌ها خبر ندارد . اين مقام را به همه كس نمىدهند و هيچ كس نمىتواند خدا را درك كند مگر آن كه به آن مقام برسد . هيچ كس نمىداند پروردگار عالم چه چيزى را براى انسان مهيا كرده است . شاعر مىگويد :
برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر * وه كه با خرمن مجنون دل افگار چه كرد ! « 2 »
خوشا به حال كسى كه نور خدا در دلش بتابد . همه چيز را بسوزاند و دل را مظهر صفات جمال و جلال خدا كند . انسان با راز و نياز و توسل به قرآن و اهل‌بيت به جاهايى مىرسد كه : رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نداند نه حتى بالاتر از اين :
رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند * بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت طيران مرغ ديدى تو ، زپاىبند شهوت * به درآى تا ببينى طيران آدميت « 3 »
هامش
( 1 ) سجده آيه 17 ( 2 ) حافظ ديوان اشعار غزليات شماره 141 ( 3 ) سعدى مواعظ غزليات شماره 16