مىتواند به جايى برسد كه به جز خدا نداند و نبيند . بايد بداند كه اين سير ، توسلها ، عملها و توجهها مىخواهد ، و سرانجام آن رسيدن به خدا و مطلوب و مقصود است .
منازل سلوك
اول : تخليه
اولين منزل براى سالك و عارف « تخليه » است . سالك بايد تمام صفات رذيله را از خود دور كند و ديو را از درون خود خارج سازد . قرآن مىفرمايد :
« انّا جَعَلْنا فى اعْناقِهِمْ اغْلالافَهِىَ الَى الاذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ ايْديهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَاغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ » ؛ « 1 » ما در گردنهاى آنان تا چانههايشان ، غُلهايى نهادهايم به طورى كه سرهايشان را بالا نگاه داشته و ديده فروبستهاند و ما در جلوِ آنها سدى و پشت سرشان هم سدى نهاده و پردهاى بر چشمشان انداختهايم در نتيجه نمىتوانند ببينند .
صفات رذيله ، زنجير و غلاند كه انسان با وجود آنها نه مىتواند سير كند و نه مىتواند سر بالا كند ، آن صفات پست ، هم چون سد محكمى است كه اطراف آدمى و نيز پيش و پس او را مىگيرد و انسان را از حركت باز مىدارد . صفات رذيله انسان را كور معنوى مىكند و وقتى كه كور شود امكانِ راه رفتن صحيح و بى دردسر براى او نيست .
دوم : تحليه
سالك و يا عارف ، بايد به صفات انسانيت متزين شود و به خدا تشبه پيدا كند در غير اين صورت ، مطرود است و به رحمت خدا نايل نمىشود .
هامش
( 1 ) . يس ، آيه 6 - 9 .