شرح عرفانى
عارف ، يعنى كسى كه به درخانهء خدا مىرود ، وقتى كه به مقام وحدت بعد از كثرت برسد ، مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِما انْتَ فيهِ مِنَ الشَّأنِ وَ الْجَبَرُوتِ ؛
خدايا ! به درخانهات آمدهام ، و تو را به ذات مقدست قسم مىدهم ، به آن ذات مقدسى كه صفات جمال و جلال دارد . »
« وَ اسْئَلُكَ بِكُلّ شَأنٍ وَحْدَهُ وَجَبَروتٍ وَحْدَها ؛
خدايا ! اكنون به مقام بقاى بعد از فنا رسيدهام و كثرت بعد از وحدت برايم پيدا شده است . »
ديگر در اين مقام مىتوانم بگويم :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكُلِّ صِفاتِ الْجَمالِ وَ بِكُلِّ صِفاتِ الْجَلالِ ؛
خدايا به درخانهات آمدهام ، و صفات جمال و جلالت را مىبينم ، و تو را به حق صفات جمال و جلالت قسم مىدهم . »
قرآن شريف دربارهء اين بنده مىگويد :
« تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ »
« 1 » ؛ پهلوهايشان از خوابگاه جدا مىگردد و پروردگارشان را از روى بيم و طمع مىخوانند و از آن چه روزيشان داديم انفاق مىكنند .
عارف شب به پا مىخيزد ، و خدا را مىخواند با خدا راز و نياز دارد و دلش مظهر صفات جمال و جلال خداست ؛ يعنى بر دل او صفات جمال و جلال خدا حكومت دارد . در حالى كه وحشت و خوف بر دلش مستولى است اما رجا و اميداوارى بر او تسلط دارد .
هامش
( 1 ) . سجده ، آيه 16 .