تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى سحر) (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

شرح عرفانى

عارف ، يعنى كسى كه به درخانهء خدا مىرود ، وقتى كه به مقام وحدت بعد از كثرت برسد ، مىگويد : « اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِما انْتَ فيهِ مِنَ الشَّأنِ وَ الْجَبَرُوتِ ؛ خدايا ! به درخانه‌ات آمده‌ام ، و تو را به ذات مقدست قسم مىدهم ، به آن ذات مقدسى كه صفات جمال و جلال دارد . » « وَ اسْئَلُكَ بِكُلّ شَأنٍ وَحْدَهُ وَجَبَروتٍ وَحْدَها ؛ خدايا ! اكنون به مقام بقاى بعد از فنا رسيده‌ام و كثرت بعد از وحدت برايم پيدا شده است . » ديگر در اين مقام مىتوانم بگويم : « اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكُلِّ صِفاتِ الْجَمالِ وَ بِكُلِّ صِفاتِ الْجَلالِ ؛ خدايا به درخانه‌ات آمده‌ام ، و صفات جمال و جلالت را مىبينم ، و تو را به حق صفات جمال و جلالت قسم مىدهم . » قرآن شريف دربارهء اين بنده مىگويد :
« تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ »
« 1 » ؛ پهلوهايشان از خواب‌گاه جدا مىگردد و پروردگارشان را از روى بيم و طمع مىخوانند و از آن چه روزيشان داديم انفاق مىكنند . عارف شب به پا مىخيزد ، و خدا را مىخواند با خدا راز و نياز دارد و دلش مظهر صفات جمال و جلال خداست ؛ يعنى بر دل او صفات جمال و جلال خدا حكومت دارد . در حالى كه وحشت و خوف بر دلش مستولى است اما رجا و اميداوارى بر او تسلط دارد .
هامش
( 1 ) . سجده ، آيه 16 .