عارف وقتى توجه مىكند كه تصرف پروردگار عالم « فخر » است ، مىگويد :
« وَ كُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّه ؛
خدايا ! تو را به ربوبيت تشريعىات در عالم ملك و ملكوت قسم مىدهم . »
درس ولايى
عارف وقتى توجه داشته باشد به اين كه ملك خداوند در اين عالم عطايى به اهل بيت عليهم السلام است و تصرف تشريعى ائمه اطهار و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را در اين عالم مىبيند ، در اين نظر مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِافْخَره ؛
خدايا ! به درخانهات آمدهام ، توجّهم به اهلبيت توست كه ملك و تصرف تشريعى دارند . خدايا ! تو را به فاخرترين ملكهايت قسم مىدهم ؛ يعنى تو را به حقيقت محمد صلى الله عليه و آله كه تشريع تو در دست اوست قسم مىدهم . »
اما وقتى توجهش به اين باشد كه تصرف اهلبيت در تشريع همه مثل هم است ، زيرا قرآن فرموده است :
« اطيعُواللَّهَ وَ اطيعُوا الرَّسُولَ وَ اولِى الامْرِ مِنْكُم » ؛
« 1 » از خدا و پيغمبر او و اهلبيت اطاعت كنيد .
و اطاعت پيغمبر ، اطاعت اهلبيت است و اطاعت اهل بيت ، اطاعت پيغمبر است ، در اين نظر مىگويد :
« وَ كُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ
؛ خدايا ! آن ربوبيت تشريعى كه به اهلبيت عنايت كردهاى همهاش موجب مباهات است . »
هامش
( 1 ) . نساء ، آيه 59 .