قرآن مىفرمايد :
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤتِى الْمُلْكَ مَن تَشاءُ » ؛ « 1 » بگو ، پروردگارا ! تويى كه فرمان فرمايى ، هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى .
در روز قيامت هم خدا خطاب مىكند :
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ » ؛
« 2 » در اين روز تصرف حقيقى از آن كيست ؟ براى خداوندِ واحد و قهّار .
در اين روز امر و نهى دست كيست ؟ دست خدايى كه شريك ندارد ، و بر ماسوى اللَّه غلبه دارد .
در اين جمله مراد از « ملك » ربوبيت تشريعى است ، زيرا همانطور كه قبلًا گفته شد ، جملهء
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِادْوَمِه »
مربوط به تصرف و ربوبيت تكوينى بود .
« فخر » به معناى مباهات است . انسان به چيز خوبى كه در او باشد مىبالد و مباهات مىكند .
ملك پروردگار عالم به نسبت عالم ملك ، فاخر و به نسبت عالم ملكوت ، افخر است .
شرح عرفانى
عارف وقتى به ربوبيت تشريعى خدا توجه كند و ببيند كه پروردگار عالم در عالم ملك و ملكوت تصرف تشريعى دارد ، مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِافْخَره ؛
خدايا ! به درخانهات آمدهام ، توجّهم به ربوبيت تشريعى توست ، توجهم به اين است كه تو بر ماسوى اللّه حاكم هستى ، و تو را به مفتخرترين آن ملكها قسم مىدهم ؛ يعنى تو را به آن تسلطى كه در عالم ملكوت دارى قسم مىدهم . »
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيه 26 .
( 2 ) . غافر ، آيه 16 .