تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى سحر) (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
عالم هستى و باطن آن احاطه دارد ، چنان كه در قرآن كريم اين مفهوم در آيات متعددى بيان شده است از جمله : - /
« هُوَ الاوَّلُ وَ الاخِرُ وَالظّاهِرُ وَالْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَليمٌ . »
« 1 » - /
« الا انَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ مُحيطٌ »
« 2 »

اقسام علم

« علم » دو قسم است : حصولى و حضورى . مراد از « علم حصولى » اين است كه ما با صورت‌هاى ذهنىمان به خارج دست يابيم . در حقيقت ، ما عالم به صورت‌هاىِ ذهنى هستيم و عالم به واقع نيستيم ، بلكه بالعرض عالم به واقع مىشويم . اما مراد از « علم حضورى » اين است كه ما به واسطهء خود خارج ، به خارج دست يابيم . به اعتبار فلسفى علم حضورى . « حضورُ الشَّىْءٍ عِنْدَ الْعالِم » است ؛ نظير علم نفس به متصورهايش كه نفس ما عالم به علم حضورى است كه در ذهنمان نقش بسته است . پروردگار عالم بر ما سوى الله قيوم است ؛ به اين معنا كه در عالم هستى وجودى ، جز وجود او نيست : « لَيْسَ فِى الدّارِ غَيْرَهُ دَيّارٌ . » هر چه در عالم هستى وجود دارد شعاع و افاضه‌اى از آن جا است . « انَّهُ الحَقُّ وَ سِواهُ باطِلٌ ؛ آن‌كه هست خداست . غير خدا هر چه در اين عالم وجود دارد باطل . » ؛ او حق است و همه عالم بسته به وجود حقيقى او است . »
هامش
( 1 ) . حديد ، آيه 3 . ( 2 ) . فصلت ، آيه 54 .