اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِانْفَذِهِ ؛
وَ كُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ ؛
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِعِلمِكَ كُلهِ .
تفسير ادبى
« علم » از نظر لغت « ضد جهل » يا « نقيض جهل » است . « علم » مثل نور است . چنان كه دربارهء نور گفتيم : «
ظاهِرٌ بِذاتِهِ مُظْهِرٌ لِغَيْرِه « 1 » ؛
( يعنى ) نور ، خود به خود نمايان است و چيزهاى ديگر را هم نمايان مىكند . » علم هم خود به خود معلوم است و چيزهاى ديگر هم به واسطهء آن معلوم مىشود .
« نفوذ » به معناى دخول در باطن چيزى است . عرب به تيرى كه در بدن وارد مىشود « نفذ » مىگويد . پروردگار عالم چون قيوم ، اول ، آخر ، ظاهر و باطن است ؛ پس علمش در هر چيزى نفوذ دارد ؛ يعنى از ظاهر و باطن آگاه است .
قرآن مىفرمايد :
« انَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ و قَلْبِه » ؛
« 2 » خدا بين انسان و دلش حائل است .
يعنى قبل از اين كه ما درك كنيم خدا درك مىكند ، قبل از آن كه ما مقصود و ما فى الضمير خود را درك كنيم ، خدا درك مىكند و علم پروردگار عالم به همهء چيزها و به
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 4 ، ص 20 ، ( باب 3 ، تأويل آيةالنور . . . ) ، ذيل ح 7 .
( 2 ) . انفال ، آيه 24 .