شرح عرفانى
عارف ، يعنى كسى كه بر در خانهء خدا مىرود ، وقتى به ذات مقدس خدا و عالم اسما و صفات او توجه كند ، مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِانْفَذِه ؛
اى خدا ! به درخانهات آمدهام ، توجهم به علم توست ، و تو را به با نفوذترين علمهايت قسم مىدهم ؛ يعنى تو را به ذات مقدست قسم مىدهم . »
عارف وقتى توجه كند كه علم عين ذات مقدس است ، مىگويد :
« وَ كُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِعِلْمكَ كُله ؛
اى خدا ! همهء علمهايت با نفوذند .
خدايا ! تو عالم به ظاهر و باطن من هستى ، اى خدا ! به درخانهات آمدهام ، و تو را به همهء علمهايت كه نافذ است قسم مىدهم . »
به اعتبار ديگر ، وقتى كه عارف در عالم كثرت بيايد و مشاهده كند كه فيض مقدس عالم هستى ، مظهر و تجلى علم خدا است ، در اين نظر مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِانْفَذِه ؛
خدايا ! بردرخانهات آمدهام ، و توجهم به علم توست ، و تو را به با نفوذترين علمهايت قسم مىدهم . »
به با نفوذترين علمها در اين عالم واسطه فيض ( حقيقت محمد صلى الله عليه و آله و سلم ) است ؛ كسى كه عالم به ظاهر و باطن اشياء است و تو دربارهاش فرمودى :
« قُلِ اعْمَلوُا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رُسولُهُ وَالمُؤْمِنُونَ . »
« 1 » بنابراين ، خدا عالم است و نحوهء عمل را مىداند ، و پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام نيز داراى علم نفوذى هستند و به ظاهر و باطن علم دارند .
هامش
( 1 ) . توبه ، آيه 105 .