خدا ، قادر است و گاهى به اعتبار عالم فعل است ؛ يعنى پروردگار عالم قادر است تا هر چيزى را موجود كند و به قول فلاسفه « انْ شاءَ فَعَلَ وَ انْ لَمْ يَشَأْ لَمْ يَفْعَلْ . »
بنابراين ، « قدرت » به اعتبار اول از أسماى ذات است ، به اعتبار دوم از أسماى صفات است و به اعتبار سوم از أسماى أفعال است . اگر قدرت را به اعتبار ذات يا صفات سنجيديم قديم و جزء ذات مقدس خداست ، و اگر به اعتبار أسماى أفعالش سنجيديم حادث است .
شرح عرفانى
عارف ، وقتى به عالم صفات توجه كند ، و قدرت و فيض مقدس خدا ( موجودات اين عالم ) را با ذات مقدس قياس كند ، خواه ناخواه مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى كُلّ شَىْءٍ ؛
اى خدا بر درخانهات آمدهام ، نظر به قدرتت دارم و تو را به ذات مقدست قسم مىدهم ؛ ذات مقدسى كه بر ما سوى الله سيطره دارد . »
ولى اگر توجه داشته باشد كه در عالم وجود چيزى جز خدا نيست و صفات او عين ذات اوست ، مىگويد :
« وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ ؛
خدا ! همهء قدرتهايت بر عالم هستى سيطره دارد . اى خدا بر درخانهات آمدهام ، و تو را به همهء قدرتهايت قسم مىدهم ؛ يعنى تو را به ذات مقدست قسم مىدهم . »
عارف وقتى به فيض مقدس و اسماى افعال توجه كند و فيض مقدس را با تكثر و تعيّنهايش ببيند همهء عالم هستى را از تجليات قدرت حق مىداند و متوجه مىشود