اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى كُلّ شَيْئْىٍ ؛
وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُستَطيلَةٌ ؛
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلّها .
تفسير ادبى
« قدرت » از نظر لغت به معناى « عدم عجز » است . در اصطلاح فلاسفه به كسى كه به ذاته بتواند چيزى را انجام دهد و يا ترك كند ، « قادر » مىگويند :
« الَفاعِلُ فى ذاتِهِ بِحَيْثُ انْ شاءَ فَعَلَ وَ انْ لَمْ يَشَأْلَمْ يَفْعَلْ . » لغت « استطاله » از « طَول » و به معناى « سيطره » و « سعه » است . در قرآن شريف مىخوانيم :
« غافِرِ الَّذنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَديدِ الْعِقاب ذِى الطَّوْلِ لا الهَ الَّا هُوَ الَيْهِ الْمَصيرُ » ؛ « 1 »
خدا آمرزندهء گناه و پذيرندهء توبه گنهكار است ، و نسبت به كسى كه بدون توبه از دنيا برود شديد العقاب است ، و بر عالم سعهء وجودى سيطره دارد . هيچ چيزى و مؤثرى در اين عالم جز او نيست و بازگشت همه چيز به سوى اوست .
استعمال قدرت براى خداى تعالى گاهى به اعتبار ذات مقدس اوست ؛ يعنى نحوهء وجودش قدرت است ، گاهى به اعتبار عالم صفات است ؛ يعنى يكى از صفات مقدس
هامش
( 1 ) . غافر ، آيه 3 .