هنگامى كه در نظرش فيض مقدس و ارادهء حق تبارك و تعالى بسيط باشد ، مىگويد :
« وَ كُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَة ؛
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها ؛
اى خدا ! به در خانهات آمدهام ، يك مشيت و اراده بيشتر نيست ، تو را به آن اراده و مشيتات قسم مىدهم ، يعنى اى خدا ! تو را به رحمت واسعه و « كن » رحمانىات قسم مىدهم . »
درس ولايى
عارف وقتى توجه كند كه اهلبيت عليهم السلام مشيت خدايند ، چنان كه در روايات و زيارتشان مىخوانيم ، مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِامْضاها ؛
خدايا ! به درخانهات آمدهام ، چهارده معصوم عليهم السلام را آوردهام ، تو را به امضا شدهترين مشيتهايت ، يعنى به حقيقت احمدى صلى الله عليه و آله قسم مىدهم . »
عارف زمانى كه متوجه مىشود همهء آنها يك مشيتاند ، به حقيقت و بساطت وجودى آنها نظر مىكند و مىگويد :
« وَ كُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَة ؛
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها ؛
اى خدا ! به درخانهات آمدهام ، به آن مشيت بسيط و نور واحدت تو را قسم مىدهم ؛ يعنى خدايا ! چهارده معصوم را آوردهام ، تو را به آن چهارده معصوم قسم مىدهم . »