لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّي تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ
« 1 » آنچه را دوست داريد ، بايد بدهيد . اگر پيراهن كهنه را به فقير مىدادم ، انفاق نبود . پيامبر فرمودند : پدرت فدايت شود ! بعد دست زهرا را گذاشتند در دست اميرالمؤمنين و گفتند : اين امانت را كه امانتى شايسته است ، به تو مىسپارم . بعد به زهرا گفتند : على براى تو خوب شوهرى است . اگر او نبود ، كفوى براى تو نبود و اگر تو نبودى ، كفوى براى او نبود . بعد گفتند كه هديه من اين است كه كارهاى خانه را قسمت مىكنم : كارهاى داخل خانه براى زهرا كه نامحرم زهرا را نبيند و كارهاى خارج از خانه ، مال اميرالمؤمنين يك جمله زهرا ( س ) دارد كه سنى و شيعه هر دو اين جمله را مىنويسند ، زهرا فرمود :
فَلا يَعْلَمُ ما داخَلَني مِنَ السُّرورِ الَّا اللهُ بِاكْفائي رَسُولُ اللهِ تَحَمُّلَ رِقابِ الرِّجالِ « 2 »
خدا مىداند كه چقدر خوشحال شدم از اين هديه ! از اينكه پيامبر ( ص ) مسئوليت كارهاى مردان وخارج خانه را از عهدهء من برداشت .
اينجا يك استفادهاى بكنيم . و اينكه عمل زهرا ( س ) بايد سرمشق ما در انفاق و رسيدگى به فقرا و آبرودارها و مخصوصاً همسايهها و خويشان باشد . او پيراهن عروسى خود را مىدهد ؛ چيزى كه گفتنش ساده است ، شنيدنش هم ساده است ، اما عملش بسيار مشكل است . چه كسى مىتواند از اين كارها بكند ؟ چه كسى مىتواند اين سادهزيستى و اين انفاق را داشته باشد ؟ چه كسى آن قدر خوشحال از آن گونه هديهاى كه پدرش به او داده است مىشود ؟ معلوم است كه نمىتوانيم مثل آنها باشيم . ولى بايد بگويم كه سرمشق مىخواهم بدهم . معمولًا به كلاس اولىها كه سرمشق مىدهند ، خيلى بد مىنويسند ؛ اما يك شباهتى به سرمشق دارد :
هامش
( 1 ) - آلعمران / 92 .
( 2 ) - بحارالانوار 43 / 81 .