سجاد ( ع ) در يكى از دعاها « 1 » مىگويد :
فَاذا كانَ عُمري مَرْتَعاً لِلشِّيطانِ فَاقْبِضْني الَيْكَ اي خدا
! اگر عمر من چراگاه شيطان شود ، هر چه زودتر بميرم ، بهتر است . چقدر عالى مىگويد امام سجاد ( ع ) . راستى اگر بنا شود كه دخترها و پسرهاى مسلمان ، نيروى تبليغاتى آمريكا و حزب صهيونى شوند ، هر چه زودتر انسان بميرد ، بهتر است . خلاصهء حرف اين است كه زندگى تجملى و مصرفگرايى تلخ است . مصرفگرايى ، گناهان فراوانى در بر دارد و اجتماع را نابود مىكند اين راجع به جملهء اول از حضرت زهرا ( س ) است .
جملهء دوم از حضرت زهرا ( س ) ، اينكه زهراى مرضيه تصميم گرفت كه خانهء شوهر برود . لذا پيغمبراكرم ( ص ) به زهرا فرمود : مواظب باشيد گناه در عروسى نشود . اگر گناه در عروسى رخ دهد ، اين عروسى بىبركت است و به غير بدبختى چيزى ندارد . مواظب باشيد نامحرم زهراى مرا نبيند . لذا در جمع زنها در حالى كه خانهء اميرالمؤمنين ( ع ) تا خانه پيغبر اكرم چند قدمى بيشتر فاصله نداشت ، در همان فاصلهء كوتاه و در وسط راه زنى آمد و گفت : زهراجان ! برهنهام . مرا بپوشان .
زهرا مرضيه ، همانطور كه دور او را گرفته بودند ، در زير چادر پيراهن خود را در آوردند و به او بخشيدند و آن روز ، پيراهن كهنه را پوشيدند . فرداى آن روز ، پيغمبراكرم ( ص ) آمدند به ديدن زهرا ( س ) وقتى كه دفعه اول پدر عروس بخواهد برود منزل عروس ، بايد هديهاى ببرد . پيامبر ( ص ) هديهاى آورده بودند . نشستند و ديدند دخترشان پيراهن عروسى در بر ندارد . گفت : زهرا جان ! پيراهنت كو ؟ ! زهرا ( س ) جواب داد : دادم به فقير . پيغمبر ( ص ) فرمود : پيراهن كهنهات را چرا ندادى ؟ ! گفت : قرآن مىگويد :
هامش
( 1 ) - دعاي بيستم صحيفة سجاديه .