تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
امام مىگويم . حضرت امام بارها به ما سفارش كردند كه تا جوانيد كارى بكنيد شما دل پاكيد . وضع دل خود شما طورى است كه خدا دل شما را دوست دارد . اين دل را آلوده نكنيد . خودسازى كنيد تا برسيد به خدا و برسيد به قرآن و ولايت . علامهء مجلسى اول و دوم هر دوشان خيلى بالا هستند و موجب افتخار براى عالم تشيع . مجلسى اول از نظر فقه و از نظر سير و سلوك بالاتر از مجلسى دوم بود ، و مجلسى دوم از نظر خدمت و از نظر تحقيق بالاتر از مجلسى اول بود و هر دو عالى بودند . مجلسى اول كتاب « من لا يحضره الفقيه » صدوق را در چهارده جلد شرح كرده است . در ذيل زيارت جامعه نقل مىكند : رفتم نجف و مىخواستم وارد حرم بشوم ، ديدم لياقت ندارم ! ببينيد چه كسى مىگويد لياقت ندارم . يك كسى كه هفتاد سال در علم و عمل غوطه‌ور بوده است و همه به علم و تقوا قبولش داشتند . مىگويد ديدم كه لياقت ندارم نرفت به حرم و مشغول رياضت شد . روز ، روزه گرفت . شب ، بيدارى كشيد . نماز خواند ، اما به رواق و حرم نرفت . در شرح من لا يحضر نيست و كسى ديگر برايم نقل كرد كه مجلسى گفت : روزها مىرفتم وادى السلام در مقام قائم و آنجا يك رواقى است به نام مقام قائم كه مربوط به امام زمان است . كم‌كم حالت كشف برايم پيدا شد . در عالم كشف ديدم كه سامراست . فهميدم بايد از امام زمان و توسل به او شروع كنم . او قلب عالم امكان است . رفتم حرم عسكريين مىدانيد كه مقبرهء امام حسن عسكرى و امام هادى و سرداب مطهر در سامراست . رفتم آنجا و امام زمان را سر قبر پدرم ديدم . مداح‌وار زيارت جامعه را از اول تا آخر خواندم . امام فرمودند : بيا جلو . ابهت آقا مرا گرفته بود و نمىتوانستم جلو بروم . بالاخره قدم قدم جلو رفتم و به آقا رسيدم . ايشان دست تلطف روى شانه‌ام گذاشت و فرمود : نِعْمَ الزِّيارَة هذِهِ ! چه زيارت خوبى است اين زيارت ! گفتم آقا ! از جدتان امام هادى ( ع ) است . فرمودند : بله