تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
چادر . زهرا هم مىگويد : چادر . زهرا دم مرگ ناراحت بود اسماء بنت عميس گفت : چرا اندوهگينى ؟ گفت : بدنم را بر مىدارند و حجم بدنم پيدا مىشود . گفت : در عمارى مىگذاريم . يك عمارى برايش درست كرد . زهرا خنديد . اسماء بنت عميس مىگويد زهرا از وقتى كه پدرش مرده بود تا آن وقت نخنديده بود وصيت كرد كه مرا در عمارى بگذاريد و در شب دفن كنيد . اميرالمؤمنين براى اينكه به وصيتش عمل كند ، او را در عمارى گذاشت مسافت كه شايد چهار پنج قدم بيشتر نبود ؛ پس چرا گفت مىخواهم حجم بدنم پيدا نباشد ؟ زنى كه چادر ندارد ، حجم بدنش پيداست . زهرا مىگويد من از تو ناراحتم قرآن مىگويد : من از تو ناراحتم . حالا تو روزى ده جزء قرآن هم بخوانى ، چه فايده دارد ؟
يا ايُّها النَّبِيُّ قُلْ لِازْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمؤمنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابيبهِنَّ ذلِكَ ادْني انْ يُعْرفْنَ فَلا يُؤذَينَ
« 1 » امروز روز شخصيت زن است . شخصيت زن به چيست ؟ قرآن مىگويد : شخصيت زن به چادر و روگرفتن است . خدا مىگويد اى پيغمبر ! به زنهايت و دخترانت و به همهء زنها بگو چادرتان را بكشيد روى صورتتان و رو بگيريد تا حجم بدن كه پيدا نيست ، روى شما هم پيدا نباشد . براى اينكه شخصيت تو به چادر و روگرفتن است . جوانى كه مغزش پر از آهنگ و موسيقى و غناست ، نمىتواند توسل پيدا كند . گله نكنيد از اينكه شب احياء گفتم و نشد . هر چه هست از قامت ناساز بىاندام ماست ور نه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست كينه‌هاى شترى را از دل رفع كن ، حسدها ، سخن‌چينىها ، تكبر و خوديت‌ها
هامش
( 1 ) - احزاب / 59 .