آبادى است .
در آيهاى كه قرآن راجع به صبر دارد مىفرمايد :
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الامْوالِ وَ الانْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابرينَ
« 1 » ما امتحانتان مىكنيم . اين امتحان ، امتحان معلم از شاگرد نيست ؛ بلكه شبيه امتحان مهندس از سنگ معدن است . مثل رفتن سنگ فلزدار در كورهء چندين هزار درجهاى است . مهندس ، سنگ معدنى را كه مىخواهد امتحان كند در كورهء چندين هزار درجهاى مىبرد تا اينكه سنگ و فضولات آن را از بين ببرد و طلاى آن را به دست بياورد . قرآن مىفرمايد اين براى همه هست .
اصلًا روح ملكوتى از طرف خدا در اين جسم آمده است كه به كمال مقصود برسد ؛ يعنى به خدا برسد و رسيدن به مطلوب ، احتياج به امتحان دارد . احتياج به همين دارد كه در كوزهء چندين هزار درجهاى خود را نبازد و فضولات را رها كند و اصل را بگيرد و بشود طلاى ناب . براى رسيدن به مقصود و مطلوب ، چنين بايد بود .
قرآن مىفرمايد : در دنيا آمدى و بايد بدانى كه نقص و بلا و مشكل و مصيبت هست . هر كس چه خوب و چه بد در اين دنيا بيايد ، و مصيبت مرگ نبيند ، به اين معناست كه همهء آشنايان او زنده بمانند . خوب اگر كسى پدر يا مادر يا برادر يا خويشاوندش بميرد ، آيا بر او مصيبت وارد نمىشود ؟ اگر يك سال مرگ در شهرى نباشد ، ديگر در آن شهر نمىشود زندگى كرد . اگر يك سال در دنيا مرگ نباشد ، انسانها يكديگر را مىخورند . مرگ كه يك مصيبت براى مردم است ، نمىتواند در اين جهان نباشد .
ما اگر بخواهيم در اين دنيا باشيم ، نمىشود ترس از دشمن نباشد ، و ترس
هامش
( 1 ) - بقره / 155 .