است .
يك پرنده به پروردگار عالم توكل دارد . اين پرنده با توكلش صبح از آشيانه مىرود و عصر سير بر مىگردد . تا حال شنيدهايد كه پرندهاى از گرسنگى و تشنگى بميرد ؟ همان وقت كه يك متر برف آمده است ، پرنده صبح كه مىرود و عصر بر مىگردد ، هم خودش سير مىشود و هم بچهاش را سير مىكند .
خوردن ، آشاميدن ، ازدواج و داشتن مسكن ، چيزهايى است كه ميان انسان و حيوان مشترك است ؛ اما در اين موارد ، حيوانها خيلى عالىتر از انسان هستند ؛ يعنى بدون دردسر به خواست خودشان مىرسند . اما اين انسان اگر بخواهد از نظر خوراك و پوشاك و مسكن و ازدواج مثل حيوان در رفاه باشد ، چقدر زحمت و خون دل مىخواهد . اگر دنبال زندگى رفاهى و تجملى برود ، العياذ بالله دزدى مىخواهد ، رشوهخوارى مىخواهد ، رباخوارى و ظلم مىخواهد ، خون مردم را مكيدن مىخواهد تا اينكه بتواند اين چهار چيز را تأمين كند . يك جوان وقتى مىخواهد ازدواج كند ، قبل از ازدواج دردى برايش پيش مىآيد كه با اين درد بايد بسوزد و بسازد تا بميرد . يك جوان برايش پيش مىآيد كه با اين درد بايد بسوزد و بسازد تا بميرد . يك جوان وقتى بخواهد خانه تهيه كند ، بايد اول پيه اين را به خودش بمالد كه وامهايش را ورثهاش بدهند تا بتواند خانهاى مطابق ميل خود و خانم پيدا كند . در مورد خوراكش چقدر اذيت مىشود .
اين جوان اگر از خودش بپرسد كه اين زندگى پردردسر چه فايدهاى برايش دارد . اين همه دردسر چه نتيجهاى دارد ؟ ! حق دارد كه چنين سؤالى كند ، اگر آدميت نباشد پرسشهاى او حسابى است . به قول قرآن مىگويد :
افَحَسِبْتُمْ انَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ انّشكُمْ الَيْنا لا تُرْجَعُونَ
« 1 »
هامش
( 1 ) - مؤمنون / 115 .