تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
اى انسان ! تو در حركتى ، در يك حركت پررنج هم هستى بيا در راه مستقيم تا گشمدهء خود را پيدا كنى ؛ گمشدهء تو خداست : انَّ الي رَبِّكَ الرُّجْعي « 1 » ، وَانَّ الي رَبِّكَ المُنْتَهي « 2 » نظير اين سه آيه كه خواندم ، در قرآن زياد است . انتهاى سير انسان ، خداست و ملاقات با خدا نه ملاقات دو رفيق با يكديگر است ؛ بلكه ملاقات دل انسان با مقام قرب الهى است و پيدا كردن خدا ؛ يعنى حكومت خدا بر دل انسان . وقتى چنين شد ، آن تشنگى كه در عمق جان آدمى است ، رفع مىشود و انسان براى همين منظور خلق شده است :
انّا لِلهِ وَ انّا الَيْهِ راجِعُونَ
« 3 » ما از خداييم و به اين دنيا آمده‌ايم تا برسيم به مقام قرب الهى . همهء پيامبرها هم براى همين آمدند . اسلام براى اين آمد كه بگويد انسان در عمق جانش گمشده‌اى دارد و پيروى دين ، انسان را به گمشده‌اش ( جاافتاده ) برسانند . آيه‌اى در قرآن هست كه تقاضا دارم اين آيه را جوانها و مخصوصاً روشنفكرها در نظر داشته باشند . آيه خيلى كوتاه است ؛ اما خيلى رساست :
الا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُ الْقُلُوبُ
« 4 » اى انسان ! هيچ چيز و هيچ كس نمىتواند تو را سير كند جز خدا . اگر خدا باشد ، صددرصد اطمينان نفس يعنى سيرابى و سير دلى و سير فطرتى خواهد بود و در غير اين صورت ، تشنگى ، ولع ، غم ، غصه ، دلهره ، اضطراب خاطر و تشويش خاطر است . قرآن مىگويد : اگر خدا باشد ، تطمئن قلوب است و اگر خدا نباشد هيچ چيز و هيچ كس نمىتواند تو را سير كند . اين آيه مىگويد
هامش
( 1 ) - علق / 8 . . ( 2 ) - نجم / 42 . ( 3 ) - بقره / 156 . ( 4 ) - رعد / 28 .