مىخواست ، مىبيند هنوز سير نشده است و آن گمشده پيدا نشده است . مىبيند آن آتشى كه در عمق جان اوست و آن عطش روحى ، هنوز هم در او هست .
بسيارى از افراد عاقل تصور مىكنند گمشدهء آنها علم است ؛ لذا تا مىتوانند ، درس مىخوانند و تا مىتوانند تدريس و مطالعه مىكنند ؛ اما هر چه علمشان بالا مىرود مىبينند آن عطش درونى و آن عطش كه در عمق جان آنهاست ، هنوز هم هست . برخى وارد علم دين شده و مجتهد و متخصص در علوم دينى و معارف اسلامى شدهاند ، اما باز هم تشنگى را احساس مىكنند . يكى هم درصدد كسب علوم طبيعى است ، ديپلم مىگيرد ؛ ليسانس و دكترا مىگيرد و تخصص و فوق تخصص پيدا كرده و پروفسور مىشود و بالاخره مىرود جلو و خيال مىكند گمشدهاش همين علم است ؛ اما هر چه جلوتر مىرود ، تشنهتر مىشود ، خصوصاً اينكه جلوتر مىرود و به گمشدهاش نمىرسد . معلوم است كه كوشاتر شده و سعى او بيشتر مىشود ؛ اما باز هم در عمق جان خود تشنگى را مىيابد و مىبيند كه سير و سيراب نشده است .
بسيارى از عوام ، تصور مىكنند كه گمشدهء آنها پول است و اگر تقيد به ظاهر شرع هم در بين نباشد ، با تمام قوا در راه پيدا كردن پول مىافتند . حتى اگر از راه خوردن ربا ، رشوه ، دزدى ، كمفروشى ، تقلب و حقهبازى ، گرانى ، احتكار و بالاخره به خاك سياه نشاندن اجتماع باشد و هر چند كه توجه داشته باشند كار آنها براى نظامشان و وطن ضربه است و براى آمريكاى جنايتكار و حزب صهيونيست
خوشايند است باز هم آن توجهها نمىتواند مانع شود از اينكه دنبال پول برود و يك ميليارد دو ميليارد و سه ميليارد جمع كند يا چندين هكتار زمين او دو برابر شود يا چند خانهاش ، دو برابر شود . همين شخص هم هر چه جلو مىرود ، مىبيند كه خبرى نيست و آن تشنگى هنوز
اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧٧