او خربزه بدهى ، ديوانهاى . هر چه گريه و التماس كند به او نمىدهى و مىگويى كه خربزه براى تو ضرر دارد . بعضى اوقات آگاهى خدا از حال و روز ما اين طور است . وقتى چنين باشد ، او نمىدهد . نمىدانى كه او از هفتاد پدر مهربان هم مهربانتر است . وقتى پردهها عقب رفت مىبينى خواست او چه عالى بوده است . اگر داده بود چه مىشد . اگر داده بود ، چه مذلتى پيش مىآمد .
يك قضيه از امام زمان نقل مىكنم كه قضيهء شيرينى است . طلبهاى بود در نجف به نام شيخ حسين . اين شيخ حسين تقريباً مسن شده و فقير مانده بود . علاوه بر اينكه فقير بود و به سختى زن و بچهاش را اداره مىكرد ، با اين شرايط ، مرض سل هم گرفت . مرض سل خيلى اذيتش مىكرد . آقاى پير عليل و فقير ، يك روز آمد برود مدرسه كه چشمش افتاد به دختر همسايهاش و عاشق شد ! خانم و آقا مواظب چشم خودت باش :
قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ ابْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ ازْكي لَهُمْ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْن مِنْ ابْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زَينَتَهُنَّ
« 1 » پيغمبر ! به مردها بگو مواظب باشيد و نگاه به ناموس كسى نيندازيد . سرهاتان را پايين بيندازيد . اين نگاههاست كه منجر به گناه مىشود . خدا نكند اين خذلان براى كسى پيش بيايد . مقدس و غيرمقدس هم ندارد . پا منبرى و غير پا منبرى هم ندارد . به امام صادق ( ع ) گفتند : عشق چيست ؟ گفت : وقتى كه عشق خدا در دل نباشد ، عشق ديگرى در دل مىآيد . معمولًا ما هم كه عشق خدا در دل نداريم پس بايد مواظب باشيم كه عشق ديگران نيايد .
اين شيخ حسين عاشق شد . چه كند ؟ نه مىتواند به كسى بگويد و نه مىتواند صبر كند و دواى دردش هم فراموشى بود . شيخ حسين هم اشتباه كرده بود و بايد عشق را فراموش مىكرد و نكرد . مرتب فكر كرد و فكر كرد . هر
هامش
( 1 ) - نور / 30 و 31 .