فراوانى ، همچون حجاب عرش و لوح و قلم و . . . قرار دارد ، چنان كه حجابهايى ظلمانى نيز در ميان است ، چونان همين عوالمى كه آدمى نه مىتواند آن را بشنود نه بخواند و نه درك كند و آنچه مى فهمد ، همچون نسبت قطره به دريا ، اندك است . اين همان نورى است كه به دلها پرتو مى افشاند و يادى است ، براى كسى كه ياد آوَرَد و شفاعت براى آنچه دردلهاست .
چنگ زدن بر قرآن ، گونه هايى دارد :
نخست ، خواندن آن ، كه اوّلين مرتبهء تمسّك به آن است و قرآن با گشاده زبانى بدان ، پاى مى فشارد و مى فرمايد :
( فاقرءوا ما تيسر من القرآن علم ان سيكون منكم مرضي و آخرون يضربون في الارض يبتغون من فضل الله و آخرون يقاتلون في سبيل الله فاقرءوا ما تيسر منه ) 22
و هر چه ميسّر شود ، از قرآن بخوانيد . مىداند چه كسانى از شما ، بيمار خواهند شد ، و گروهى ديگر به طلب روزى خدا ، به سفر مى روند و گروه ديگر در راه خدا به جنگ مى روند . پس هر چه ميسّر شود ، از آن بخوانيد .
دوم ، ژرف انديشى در قرآن است ، خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد :
( أفلا يتدّبرون القرآن ام علي قلوبٍ اقفالها . ) 23
آيا در قرآن ، ژرف انديشى نمى كنند يا بر دلهاشان قفلهاست .
ژرف انديشى در قرآن ، هيچ گاه به مرزى نمى رسد ، زيرا قرآن تجلّى حق است . و سير در آن ، حدّو مرزى بر نمى تابد ، و هر گاه انسان ژرف انديش در آن مى انديشد به نكته اى مى رسد كه قبلًا نرسيده بود ، تا جايى كه به ملكوت اعلى مى رسد . خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد :
( قد جاءكم من الله نور و كتاب مبين . يهدي به الله من اتّبع رضوانه سبل السّلام و يخرجهم من الظّلمات الي النّور باذنه و يهديهم الي صراطٍ
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٠٧