نيز ، هست . رازدارى در امور شخصى و اجتماعى بسيار لازم است . زيرا افشاء اسرار شخصى موجب شماتت و خشنودى دشمنان و تألم و تأثر دوستان مىشود ، در مسائل اجتماعى باعث تزلزل نظام و بهره بردارى دشمنان است . امام على ( عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد :
« سِرّكَ اسيرك فَإنَ افشَيتَه صِرت اسيره » « 1 » سر تو اسير تو است ، ولى هنگامى كه آن را فاش نمودى ، اسيرش خواهى شد .
از اين رو ، بر هر انسان عاقل و صاحب رأى و تدبيرى لازم است كه سينه ى خود را صندوقچه ى اسرار كند تا دشمن از آن آگاه نشود و مسلمين را زيان نرساند . گاهى تصور مىشود
كه نقل يك خبر براى دوست صميمى يا برادر يا همسر موجب انتشار آن نمى شود ؛ حال آنكه اين تصور باطل است .
فاش كردن اسرار ، اگرچه براى يك فرد مطمئن ، آغاز انتشار آن و رسيدن به دشمن است . چون آن فرد به نوبه ى خود خبر را بر يك نفر ديگر كه مورد اطمينانش باشد حكايت مىكند و آن ديگرى نيز براى كسى ديگر و او هم براى ديگرى و . . تا آنجا كه سرّ فاش شود و دشمن بهره برد .
حكم فاش كردن اسرار
البته ، حفظ و كتمان اسرار از بعد نظام ادارى و حكومتى ، مخصوصاً نظامى ، حكم ديگرى دارد . يك پاسدار ، به ويژه مسئولين و فرماندهان ، قانوناً و شرعاً موظفند كه اطلاعات داخلى و اسرار درونى سپاه و جنگ و كشور را به خوبى پاسدارى كنند و از افشاء آن حتّى به نزديكترين و مطمئن
هامش
( 1 ) - شرح غررالحكم ، ج 4 ، ص 146