سوم - از شرّ زنان عشوه گر افسونگر كه دين و دنيا را بر باد مى دهند .
چهارم - از شرّ حسادت حسودان كه آتش حسد در خرمن جان مى افكنند .
در اين سوره مباركه از شر اين چهار ، يك بار به خداى تعالى پناه برده شده است ولى ، در سوره ى دوم ، سه بار از شرّ يك چيز به خداوند تعالى پناه برده شده است و آن رفيق بد است آنگاه كه دست به وسوسه زند و انديشه بد در دل انسان افكند .
شرّ دوستان بد
شرّ رفيق بد دو گونه ظاهر مىشود :
1 در وجود دوستى كه ، علناً مرتكب معصيت شود .
2 در وجود دوست به ظاهر مؤمن و در باطن وسوسه انگيز و منافق .
آن يكى چون لاشه ى مردارى است كه در ميان بركه اى افتاده است و خصوصيات آب زلالش را در دم دگرگون كرده باشد . اين گونه دوستان گرچه اثر سوء دارند ، ولى خوشبختانه شناخت آنان آسان است .
اما ، آن دوستانى كه اثر سوء بسيار دارند و شناختشان بسيار مشكل است ، كسانى هستند كه به هزار افسون مؤمنين را گمراه مى كنند و هر يك را به گونه اى مى فريبند . سپاهى را با مطرح كردن نارسائيها و مشكلات و فرمانده را به غرور و تكبّر ، به سوى خود فرا مى خوانند . اينان كسانى هستند كه با توجيهات عجيب و برخوردهاى سياسى ، در قالب كلماتى زيبا ، جذّاب و ظاهراً از روى