دوستى اگر براى خدا باشد و دوستان همديگر را در كارهاى نيك و سير الى الله تشويق و يارى كنند ، دوستى رنگ الهى پيدا كرده ، عبادت مىشود و وسيله ى فلاح و تقرب به بارى تعالى . انسان در سير معنوى خويش ، هميشه احتياج به مراقبت دارد . بدون آن در منازل راه مى ماند و هرگز به مقصود نمى رسد .
رفيق خوب در اين سير بهترين ياور انسان است . وسيله اى است كه او را از غفلت ، سستى و توقف باز مى دارد .
بايد توجه داشته باشيم كه رفاقت ما الهى باشد . بگونه اى باشيم كه ديدن يكديگر ما را به ياد خدا بيندازد و از ديدن يكديگر لذت معنوى ببريم . همچنانكه بعضى از بزرگان گفته
اند : « النَظرُ الى وَجه الأخِ ، يَزيدُ فى البَصَر » نگريستن به روى برادر مؤمن ، روشنائى ديده دل را زياد مىكند .
انسان بايد با كسانى دوستى كند كه زبان حالش چنين شود :
« اى خدا آئينه ى روى جمالت اين دل است * جان ما برگ گل است و عشق تو چون بلبل است »
آرى !
« هر كه خواهد همنشينى با خدا * گو نشين اندر حضور اولياء »
« چون شوى دور از حضور اولياء * در حقيقت گشته اى دور از خدا » « 1 »
اگر دوستان همديگر را براى خدا ، نه براى دنيا ، دوست بدارند و دلهاى خود را متحد كنند ، بى شك رحمت الهى بر آنها نازل مىشود .
هامش
( 1 ) - مثنوى