شيعه بودن اقتضاى چنان روح تعبد و مقام تسليمى را دارد تا در برابر دستور خداوند تبارك و تعالى و پيامبر و أئمه ( سلام الله عليهم ) تسليم محض بود و از « خود » بى « خود » .
پاسدارى و احكام شرعى
پاسداران بايد مصاديق بارز و نمونه هاى گوياى مكتب تشيع باشند . چنان روح تعبد را در خويش پرورش دهند كه سر تا پا تسليم باشند و احكام الهى را آنگونه فرمان برند كه گوئى بى خود از خودند .
چه « هر كه دل دوست جست مصلحت خود نخواست » حكم ، حكم خداست ؛ « بنده چه دعوى كند حكم خداوند راست » .
كسانى كه بر خلاف آنچه خداوند تبارك و تعالى فرستاده است حكم كنند كافر و يا فاسق اند . آنان كه براساس خودمحورى و احساسات و رأى شخصى حكم كنند به كفر و ظلم و فسق دچار گشته اند .
« ضُربَت عَلَيهِم الذِّلِّةُ وَ المَسْكَنَةُ وَ باؤُا بِغَضَبٍ مِنَ الله ذلِكَ بِانَّهُمْ كانوا يَكفُرون باياتِ الله وَ يَقتُلُون النَبيّنَ بِغير الحقِّ ذلك بِما عَصَوا وَ كانوا يَعتَدون
« 1 » »
بر آنها ( قوم يهود ) ذلت و خوارى مقدر شد و ديگر بار به خشم خداوند گرفتار شدند ، چون به آيات پروردگار كفر ورزيدند و پيامبران را به ناحق كشتند . اين براى آنست كه سركش بودند و ستمكار .
هامش
( 1 ) - بقره ، آيه 61