مطهّر على بن ابيطالب ( ع ) مشرف مى شد و
اين تشرف در طول ساليانى كه ايشان در نجف اقامت داشتند حتى براى يك شب نيز ، قطع نشد . « امام » وقتى وارد حرم مطهّر مى شدند ، مانند عامه ى مردم بر در و ديوار بوسه مى زدند ، ضريح مطهّر را در آغوش مى كشيدند و سپس در كنار ضريح زيارت جامعه ى كبيره را مى خواندند .
مى فرمود : « يك شب كه هوا طوفانى و بسيار بد بود و بيرون رفتن از منزل كارى بسيار مشكل مى نمود ، « امام » به رسم عادت براى تشرف به حرم مطهّر آماده مى شد » . به ايشان عرض كردم : « حضرت دور و نزديك ندارند و همه جا حاضرند . امشب ، كه هوا نامساعد است ، به حرم مشرف نشويد و زيارت جامعه را همينجا بخوانيد » .
امام با تبسم فرمودند كه : مصطفى ! روح « عوامانه » را از ما نگير .
اينكه حضرت امير ( عليه السلام ) دور و نزديك ندارد يك سلسله بحثهاى علمى است و در جاى خود درست است . اما روح تعبد ما را بر اين مى دارد كه به حرم مطهّر ائمه و امام زادگان ( صلواة الله عليهم اجمعين ) مشرف شويم ، در و ديوار و ضريح را ببوسيم ، در آستانه ى آن مرقدهاى پاك بر ساحت مقدس آن اولياء خدا عرض ادب كنيم ، بر آنها سلام عرض كنيم و دعا بخوانيم و توسل بجوئيم . از آن كه پيشوايان دين چنين مى كردند اگر چه داشتن روح تعبد و تسليم در مقام احكام و وظائف شرعى ، بويژه براى كسانى كه داراى اندك علم يا داراى مقام و شهرت اند ، بسيار مشكل است ، ولى وقتى خداوند تعالى تفضل كند و قلب انسان الهى بشود ، همه امور آسان و هموار خواهد شد .
اخلاق فرماندهى وفرمانبرى (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٣