تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق فرماندهى وفرمانبرى (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
كوه و بيابان نهاد و شاعرش در بيان حكايت سرود :
« بديدم عابدى در كوهسارى * قناعت كرده از دنيا بغارى »
« چرا گفتم به شهر اندر نيايى * كه بارى بند از دل برگشائى ؟ »
« بگفت آنجا پريرويان نغزند * و گل بسيار شد پيلان بلغزند »
از اين بيان نتيجه مىشود كه فرماندهان سپاه بايد به سلاح « تقواى مثبت » مجهز باشند تا بتوانند بار رسالت بزرگ فرماندهى را به سر منزل مقصود برسانند . در ضمنِ حضور فعّال در اجتماع ، به گناه آلوده نشوند و به وظيفه ى خويش عمل كنند . اگر نه فرماندهان با داشتن « تقواى منفى » كارى از پيش نتوانند برد و وظيفه شان به انجام نرسد چون طبيعت فرماندهى نيازمند حضور فعّال در صحنه هاى گوناگون اجتماع است . پس فرمانده ى متّقى ، شخصى است كه از دروغ ، شايعه پراكنى ، غيبت ، سخن چينى و ساير صفات ناپسند ، به طور طبيعى بيزار است . شهرت و مقام حال او را دگرگون نكند و تدبير امورش را به دست نفس افسار گسيخته ندهد .

تقسيم ديگر از تقوى

تقوى به اعتبارى ديگر به چهار قسم تقسيم مىشود : 1 تقواى اجتماعى و آن عبارت است از اينكه انسان در صحنه هاى اجتماعى حضور فعّال داشته باشد و از حق خويش پا فراتر نگذارد و به حقوق ديگران تجاوز نكند . 2 تقواى فكرى آن است كه انسان از نظر فكرى به گونه اى خود را
اخلاق فرماندهى وفرمانبرى (فارسى) — صفحة 126 | الشيخ حسين المظاهري