توحيد در خالقيت را مىپذيرد . ما عملًا بايد توحيد در خالقيت داشته باشيم . ما بايد بدانيم كه كسى حتى پيغمبر اكرم ( ص ) نمىتواند خالق چيزى ، خالق كسى باشد . مىدانيد كه اين بحث مفصلى است . اما به همين اندازه اكتفا مىكنم .
بحث امروز ، راجع به قسم دوم از توحيد افعالى است و آن توحيد در ربوبيت است معناى رب يعنى پرورش . همينطورى كه رب را پروردگار معنا كردند . اين معناى بسيار رسايى و معناى بسيار خوبى است . معناى رب يعنى پروردگار و معناى پروردگار يعنى مؤثر و بعضى « لا إله الا الله » را همين جور معنا كردهاند « إله » را به معناى رب گرفته و گفتند كه معنايش اين است كه « لامؤثر في الوجود الا الله » چيزى ، كسى نمىتواند در زندگى ما در سعادت و شقاوت ما ، در عزت و ذلت ما مؤثر باشد . در اين باره هم قرآن شريف خيلى تأكيد دارد . آيه « قل اللّهم مالك الملك » كه مىفرمايد : اگر كسى عزت بخواهد ، شرافت بخواهد ، اين آيه را زياد بخواند ، خدا به او عزت و شرافت مىدهد . اين آيه به ما همين را مىفهماند « قل اللهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بيدك الخير انك علي كل شيء قدير » بعد در امر تكويني ميافتد « تولج الليل في النهار و تولج النهار في الليل و تخرج الحي من الميت و تخرج الميت من الحي و ترزق من تشاءبغير حساب » ( آلعمران - 26 و 27 ) .
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٦٧