تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
و استدلال اثبات كنيم كه « انّا الله و انّا اليه الرّاجعون » ( بقره - 159 ) اما صدى نود و پنج مردم اين مطلب را باور ندارند . صدى نود و پنج مردم جامه عمل به اين حرف نمىپوشانند . يعنى به عبارت ديگر صدى نود و پنج مردم از نظر توحيد صفاتى لنگند البته شرك خفى نظير همان توحيد ذاتى كه گاهى نقطهء سياه در او پيدا مىشود به نام شرك خفى ، به نام شرك اخلاقى اينجا هم همين است . ضرر به اعتقاد نمىزند ، از شيعه گرايى بيرونش نمىبرد ، اما از نظر اخلاقى اين آدم شرك خفى دارد ، يعنى توحيد صفاتى ندارد . در توحيد صفاتى لنگ است . اين جمله‌اى كه قرآن از قارون نقل مىكند كه به قارون مىگفتند زكات بده ، گفت : « انما اوتيته علي علم » ( زمر - 50 ) من مالم را با علمم پيدا كردم ، اين جمله از قرآن نمىخواهد قصه بگويد ، مىخواهد بفرمايد كه معمولًا مردم چنين هستند ، مىگويد زحمت كشيدم عالم شدم . عقل داشتم ، اراده داشتم ، فعالتى كردم پول پيدا كردم « انما اوتيته على علم » شوكت من ، قدرت من ، علم من ، مال من و امثال اينها ، و همه را از خود مىداند . يك كسى از نظر عمل راستى اينجور باشد ، آن كه قرآن مىفرمايد : « اتوهم من مال الله الذي اتيكم » ( نور - 33 ) مالى را خدا به تو داده است اين مربوط به تو نيست ، خدا داده است . تو امانتدارى ، در آيهء ديگر