تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
باشيم ، اگر ما عزت داشته باشيم و بالاخره اگر ما تمكن مالى ، كم يا زياد داريم ، از اوست و به قول قرآن شريف « و ان من شي الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا به قدر معلوم » ( حجر - 21 ) مخصوصاً با اين تأكيد كه نكرهء در سياق نفع افادهء عموم هم مىدهد و « ان من شى الا عندنا خزائنه » هر چه هست پيش خداست ، هر چه هست از خداست . اگر در عالم هستى چيزى موجود مىشود اين مخلوق خدا است و به قول قرآن شريف به اندازهء مصلحت تامه ملزمه از آنجا آمده است . اعتقاد به اين حرف كار آسانى است . اگر از همهء شما عزيزان كه اينجا نشسته‌ايد بپرسند چه كسى علم به شما داده است ؟ اعتقادتان اين است كه اگر قدرت داريد از خداست ، عقيده‌اتان اين است كه اگر تمكنى ، عزتى مالى داريد از خداست معتقد شدن به اين مطلب كار آسانى است ، اما انسان از نظر دل اين مطلب را باور كند و آن را جامهء عمل بپوشد ، يعنى در عمل هم اين اعتقاد پياده شود ، كارى بسيار مشكل است . اين آيه شريفه كه مىفرمايد : « قل اللّهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء و تنزع الملك ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بيدك الخير انك علي كل شي قدير » ( آل‌عمران - 26 ) اين توحيد صفاتى به معناى دوم است . عقيده پيدا كردن به اين آيهء شريفه يك چيز آسانى است . عقل ما آن را باور دارد . مىتوانيم هم با دليل و برهان