تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
آيه « و ان من شي الا عندنا خزائنه و ما ننزله بقدرٍ معلوم » ( حجر - 21 ) عمل نمىشود ، يعنى باور نشده است ، اعتقاد هست ولى باور نشده است ، جامه عمل نپوشيده است . راوى مىگويد دلم شرح صدر مىخواست ، دلم روشنايى دل مىخواست . آمدم خدمت امام صادق سلام‌الله عليه براى شرح صدر ، امام صادق ( ع ) ارجاع دادند . مىگويد رفتم سر قبر پيغمبر اكرم ( ص ) و دعا كردم و از رسول گرامى خواستم كه دل امام صادق ( ع ) را نسبت به من رام كند . مىگويد دو دفعه آمدم خدمت امام صادق سلام‌الله عليه باز هم ارجاع دادند و همانطور كه قبلًا هم فرموده بودند كه فلانى من علاوه بر اينكه كار اجتماعى دارم براى خودم يك ذكر و وردى هم دارم ، يك رابطه‌اى با خدا دارم ، وقت ندارم تو و امثال تو را راه بدهم . اما مىگويد امام صادق ( ع ) اجازه دادند . تا نشستم خدمت امام صادق ، امام صادق فرمودند فلانى براى شرح صدر اينجا آمدى ؟ اگر براى شرح صدر آمدى بايد سه چيز را باور كنى نه بدانى ، باور كنى : اول بنده‌اى ( يعنى توحيد ذاتى ) خدايى هست و تو بندهء خدايى ، وقتى بندهء خدا باشى ديگه بايد مقام عبوديت در تو زنده شود . به قول قرآن مىفرمايد : خطاب به حضرت موسى ( ع ) انني انا الله لا إله الا انا فعبدني و اقم الصلاة لذكري ( طه - 14 ) من خدا و تو بنده‌اى وقتى من خدا و تو بنده‌اى ، مقام عبوديت بايد در تو