تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
ذات اوست ، نظير چربى براى روغن و همچنين تا آخر . هر فضيلتى كه شما فرض كنيد فضيلتى است ذاتى ، آن فضيلت عين ذات پروردگار عالم است ، حتى در صفات افعالى هم كه عين ذات او نيست نظير خالقيت ، نظير اراده مبدأش عين ذات اوست كه اميرالمؤمنين سلام‌الله عليه و آله و سلم در همان خطبهء اول در نهج‌البلاغه به اين جمله اشاره كرده است و فرموده است « كمال التوحيد نفى الصفات عنه » كسى مىتواند ادعاى توحيد كند ، كه صفات را از پروردگار عالم نفى كند ، نگويد خدا و علمش ، نگويد خدا و قدرتش ، بگويد خدا عين قدرت است ، خدا عين علم است ، بر خلاف موجودات غير از خدا كه صفات آنها همه و همه خارج از ذات آنهاست ، ما علم داريم ، ما قدرت داريم اما قدرت ما غير از ماست و ما غير قدرت هستيم علم ما غير از ماست و ما غير از علم هستيم ، اين قدرت و علم هر يك روزى نبوده بعد پيدا شده است يك روزى هم از بين مىرود . هويت آن ، ذات آن ، موجود بود علمش نبود يا الآن هم هويت و ذاتش هست و علمش خارج از ذات اوست ، اما سنى مىگويد : شايد فرقه‌اى غيرشيعه ، نداشته باشيم كه هم عقيده با شيعه باشد صفات پروردگار عالم زائد بر ذات اوست . ولى حرف شيعه نظير همان توحيد ذاتى كه گفتم ، با يك قدرت كمى معلوم مىشود